أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
146
تجارب الأمم ( فارسى )
برگزيدهء حامد ، هر چند خوشنام باشند باز هم توان كشور دارى و سازماندهى كار ديوانها را به او نمىدهد ، آبروى او ريخته است و هيبتى ندارد . على بن عيسى ، با همين وضع كه دارد باز هم بهتر و كاردانتر از او است . سپس گفت : اگر من به كار بازگردم و بتوانم نقشهء خود را پياده كنم تا پنج برابر آنچه حامد ضمانت داده است تضمين مىدهم . مقتدر نيز پذيرفت و نويد داد . مدتى نيز حامد در بغداد مىزيست و به هيچ كار دست نمىيازيد . كارش به آمد و شدهاى تشريفاتى منحصر شده بود ، تا از زندگى ننگين در بغداد به ستوه آمد . رفتار على بن عيسى با او ذلت بار بود . در يادداشتها كه به دبيران حامد يا دبيران ديوانها مىنوشت ، به گونهاى شكيبائى ناپذير ، از وزير ياد مىكرد . گاهى مىنوشت . « از گهبذ وزير ( خدا خوشبختش داراد ) خواسته شود ، ماهيانهء واسط را برساند » يا « به وزير ( خدا خوشبختش داراد ) نوشته شود كه جو چارپايان را برساند » * . هر گاه كسى از حامد يا يكى از كارگزاران حامد شكايتى داشت ، بر پشت شكايتنامهء او مىنوشت : « اين را بايد وزير ، ( خدا خوشبختش داراد ) بخواند ! » على بن عيسى براى توجيه اين رفتار مىگفت : آئين ديرين دربارهء وزيران چنان بوده است . چون حامد خسته شد اجازه خواست تا به واسط رفته به پيمانكارى خود در آن بخشها بپردازد ، پس رخصت گرفت و رفت [ 1 ] . انگيزهء ديگر براى بر كنارى حامد پيشآمد زناشوئى دختر برادر ام موسا با ابن متوكل بود كه مردم آن را به كوشش ابن حوارى دانسته مىگفتند : چون ام موسا دوست او بود و اسرار خلافت را به وى داده بود چنين شد [ 2 ] . يكى از كارمندان ابن فرات [ 3 ] يادداشتى كه اين شعر بر آن نوشته بود ، در خانهء مقتدر بينداخت :
--> [ ( 1 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 131 - 132 . [ ( 2 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 163 . [ ( 3 - ) ] M : دور نيست شعر منسوب به ابن حوارى سنى ، دوست ام موسا شكنجه گر ابن فرات ( خ 5 : 170 پانوشت ) به دست كارمند ابن فرات شيعى ، در رهگذر مقتدر بيفتد .